بیوگرافی
در سال1365 در روستای بهمن واقع در شهرستان آباده در خانواده ای روستایی چشم به جهان گشودم. در سن چهار سالگی وبرای همیشه از دیدن پدر محروم شدم و همراه دو خواهر و یک برادر و مادر پیر به زندگی فقیرانه در تنها ارث (خانه) پدری زندگی کرده و صبوری را از زندگی یاد گرفتم. زندگی به من یاد داد هیچگاه خود را من نپندارم و احترام به بزرگان را فراموش نکنم. با رنجهای بی پایان مادرم به مدرسه رفته ودر سن 15 سالگی به کاراته روی آوردم وبا علاقه خود و پشتیبانی مادرم و کمک دوستان و از همه مهمتر یاری خدا مقاماتی را به دست آوردم ولی به علت مشکلات از ادامه آن باز ماندم .در سال 1383 به دانشگاه رفته و در رشته حقوق مشغول مطالعه هستم .ولی با وجود مشکلات گلایه ای از روزگار نداشته و شاکر خداوند منان هستم . و به امید در دست گرفتن مهر وکالت و خوشحال کردن مادرم با مشکلات گلاویز می شوم و این بیت را فراموش نمی کنم
در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است
نام و نام خانوادگی : مجید قادری
دانشجوی کارشناسی رشته حقوق
زبان : ترکی ؛ فارسی ؛ انگلیسی ؛ فرانسه ؛ عربی ؛
در ضمن این طراح این وبلاگ قادر به پاسخ گویی به تمام سوالات حقوقی و زبان شناسی عزیزان می باشد
تلفن تماس : 09173517397
Email:majid2005305@yahoo.com






ایل قشقایی از اقوام کوچنده ی استان فارس هستند. قشقایی ها به زبان ترکی صحبت می کنند که البته ابن ترکی کمی با زبان ترکی رایج در آذربایجان متفاوت است. موسیقی در میان این قوم حضوری پر رنگ دارد. زندگی سخت کوچ نشینی به مدد موسیقی و آواز است که قابل تحمل می شود.....................
ایل قشقایی از اقوام کوچنده ی استان فارس هستند. قشقایی ها به زبان ترکی صحبت می کنند که البته ابن ترکی کمی با زبان ترکی رایج در آذربایجان متفاوت است. موسیقی در میان این قوم حضوری پر رنگ دارد. زندگی سخت کوچ نشینی به مدد موسیقی و آواز است که قابل تحمل می شود. آوازهایی که زنان در هنگام دوشیدن شیر، مشک زدن، قالی بافی می خوانند،لالایی ها، مویه های عزاداری، شادیانه های عروسی، اوازهایی که هنگام کوچ خوانده می شود مجموعه موسیقی قشقایی را تشکیل می دهد.
موسیقی در ایل قشقایی بسیار به شعر که به آن «ایر» می گویند وابسته است. فواصل مورد استفاده در موسیقی این قوم با ردیف دستگاهی موسیقی ایران همخوانی کامل ندارد. در بعضی از آهنگ ها می توان رد پایی از همایون، ماهور، اصفهان، شور و یا دشتی را شنید.
[براي ديدن ادامه متن کليک کنيد.]
جهانگير خان قشقايي در سال 1243 هـ.ق. در خانوادهاي تحصيل كرده به دنيا آمد. پدرش محمد خان نام داشت و از ايل قشقايي، طایفه دره شوري، تيره جانبازلو و از ساكنان «وردشت» سميرم و مادرش اهل «دهاقان»، از شهرهاي تابع سميرم بود.
جهانگيرخان از هنگام تولد، در كنار مادرش ميزيست و در اوايل كودكي خود از كوچ كردن با ايل، ممنوع بود. شوق بسياري به تحصيل داشت. چندي كه از عمرش گذشت، با ايل در كوچ كردن ييلاق و قشلاق، همراه شد، پدرش معلم خصوصي برايش استخدام كرده بود كه در سفر به آموزش وي ميپرداخت. استعداد و قابليت وي در كسب علم تا حدي بود كه احساس كرد ماندن در ايل و حركت با آنها در كوچ زمستاني و تابستاني، با تحصيل او سازگاري ندارد، بنابراين تصميم گرفت از آنها جدا شود و در اصفهان بماند و به تحصيل بپردازد. صفاي باطن، فطرت پاك آن حكيم الهي بود كه تحول غير قابل تصوري را خداوند در زندگي وي به وجود آورد. و با همت عالي خود در سن 40 سالگي تحت تعلیم معروفترين استاد حكيم قشقايي، فيلسوف نامي و حكيم صمداني، محمد رضا صهبا قمشهاي عمر شريفش را به يادگيري علوم مختلف مانند فلسفه، حكمت، عرفان، فقه، اصول، رياضي، هيئت پرداخت. معروفترين استاد حكيم قشقايي، فيلسوف نامي و حكيم صمداني، محمد رضا صهبا قمشهاي بود. جهانگير خان سالها شاگرد علامه آقا محمد رضا قمشهاي بود و پس از هجرت استادش از اصفهان، به شوق استفاده از محضر وي به تهران رفت. جهانگير خان قشقايي در علوم نقلي و عقلي، به ويژه در حكمت به مرحله كمال رسيد و در مدرسه صدر به تدريس پرداخت، كه بسياري از بزرگان اهل علم و ادب از محضر وي استفاده نموده اند.
مرحوم حكيم قشقايي جزو نامدارترين مدرسان حوزه علمیه تهران بود. در مدرسه سپهسالار تهران شهرت بود كه در مدرسه صدر اصفهان، دو نفر فاضل معمر بينظير ايران، آخوند ملّا محمد كاشي و جهانگيرخان قشقايي هستند. حكيم قشقايي از هنگامي كه وارد حوزه علميه اصفهان شد، تا موقعي كه خاكيان را بدرود گفت، با همان لباس ساده ايل قشقايي شامل كلاه پوستي، موهاي نسبتاً بلند سر و صورت و پالتو پوست، زندگي را در حجره سپري نمود و در همان حجره دعوت حق را لبيك گفت و به ديار باقي شتافت.
شيخ عباس قمي (ره) درباره این بزرگوار مينويسد:
«جهانگير خان در علم و عمل به جايي رسيد كه از اقطار بلاد به حوزه درسش آمدند.»
آقا بزرگ تهراني (ره) نیز مينويسد: «جهانگير خان چنان كوشيد كه به اعلي درجات علم دست يافت ... و از ساير بلاد به قصد استفاده از او به حوزه درسش شتافتند. روحش شاد.
طايفه ناصرو از ايل سرخي
گروهي از رجال شيراز در عهد ناصري
کلاس تعليمات نظامي سران عشاير فارس براي مقابله با فرقه دمکرات آذربايجان
(1324 ش.)
افسر فرمانده: سرهنگ اقدسي
رديف اول از سمت راست: امير منصور خان قشقايي، حبيب الله خان شهبازي، کريم خان کشکولي، اميرقلي خان ستوده کردشولي، ناشناس، آقا بيژن منصوري بويراحمد، جهانگير خان دره شوري.
رديف دوم از سمت راست، نفر چهارم: منوچهر خان قشقايي.
رديف سوم از سمت راست: حيدرقلي خان قهرماني (نمدي)، محمود خان شش بلوکي، فريدون خان کشکولي، حسين خان زکي پور (فارسيمدان)، حسين خان بهارلو، فريدون خان جاويدي.
رديف چهارم، نفر سوم: محمد خان کياني بکش، نفر پنجم: لطفعلي خان فارسيمدان.
نيروي مقاومت ملي کوهمره سرخي براي مقابله با فرقه دمکرات آذربايجان در روستاي قلات
از سمت راست: نفر اول (ايستاده): کمال اعتماد
(منشي حبيب الله خان شهبازي)
نشسته از سمت راست: سردار شاهين، سردار خان قلاتي، کرامت خان اسدي، حاج جهانزير رحماني.
[براي ديدن ادامه متن کليک کنيد.]






